دو خواهر به نام های آئویی و آکانه پدر و مادرشان را در یک تصادف از دست می دهند و خواهر بزرگتر، آکانه مجبور می شود تمام آرزوها و رویاهایش درباره موسیقی و رفتن به توکیو همراه با شینوسکه را کنار بگذارد و از خواهر کوچکش مراقبت کند. اکنون سیزده سال از این ماجراها می گذرد و آئویی تبدیل به یک نوازنده گیتار شده است. یک روز آئویی برای تمرین گیتار به اتاق تمرین قدیمیِ موسیقیِ خواهرش و شینوسکه می رود و با شخص عجیبی مواجه می شود…
بررسی تخصصی
دو خواهر به نام های آئویی و آکانه پدر و مادرشان را در یک تصادف از دست می دهند و خواهر بزرگتر، آکانه مجبور می شود تمام آرزوها و رویاهایش درباره موسیقی و رفتن به توکیو همراه با شینوسکه را کنار بگذارد و از خواهر کوچکش مراقبت کند. اکنون سیزده سال از این ماجراها می گذرد و آئویی تبدیل به یک نوازنده گیتار شده است. یک روز آئویی برای تمرین گیتار به اتاق تمرین قدیمیِ موسیقیِ خواهرش و شینوسکه می رود و با شخص عجیبی مواجه می شود…
فاطمه حسینی –
احبققیبلااتاااللعلبر
لیلا صادقی –
عاللییییی
نیما کاظمی –
عالی بود یه امتیاز کم می کنم چون یه ذره آسیب دیده بود
رضا کریمی –
خیلی عالی بود
موضوع و داستان جالبی داشت
فاطمه حسینی –
نمی شه از صفحات کتاب هم عکس بذارید تا کیفیت چاپ رو ببینیم؟
سعید مرادی –
تصویر داره؟
فاطمه حسینی –
جلد یک داستان رو کامل میکنه یا باید جل. های دیگه رو هم تهیه کنیم؟